ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

300

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شهر را كه از طرف طاهريان منصوب شده بود اخراج نمود . يكى از علويان را بنام محمد بن جعفر در آن شهر بحكومت منصوب كرد و خود بازگشت . خبر بخليفه مستعين رسيد كه در آن هنگام وصيف پيشكار و فاعل ما يشاء و احمد بن صالح بن شيرزاد منشى او بود . خليفه اسماعيل بن فراشه را با سپاه بجنگ آنها فرستاد و او به شهر همدان رسيد و به او دستور داده شد كه در همدان بماند تا دستور برسد و به او امر كرد كه مانع هجوم حسن بشود مقصود همان بود ( كه حسن بن زيد علوى از همدان تجاوز نكند و بغداد را نگيرد ) اما ساير بلاد كه بر عهده طاهريان بود و آنها بايد از ممالك تحت اختيار خود دفاع كنند و رئيس آنها محمد بن عبد اللّه بن طاهر بود . كه دفاع به عهده او واگذار شده . چون محمد بن جعفر طالبى علوى بحكومت رى منصوب شد مرتكب كارهائى شد كه اهالى رى نمىپسنديدند . محمد بن عبد اللّه بن طاهر يك سردار با عده فرستاد نام آن سردار محمد بن ميكال بود او برادر شاه بن ميكال بود او با لشكر خود به شهر رى رسيد و در پيرامون رى جنگ رخ داد . محمد بن جعفر طالبى اسير شد و لشكر او گريخت ابن ميكال شهر رى را گرفت و در آنجا زيست . حسن بن زيد لشكرى بفرماندهى شخصى بنام « واجن » براى فتح رى روانه كرد . چون برى رسيد ابن ميكال بجنگ او شتاب كرد جنگى سخت رخ داد . ابن ميكال گريخت و به شهر پناه برد و تحصن نمود . واجن و لشكر او داخل شهر شدند و او را كشتند باز شهر رى تابع حسن بن زيد شد . چون روز عرفه ( و عيد قربان ) رسيد احمد بن عيسى بن حسين صغير بن على بن حسين بن على بن ابى طالب رضى الله عنهم ( عبارت مولف كه غالبا بجاى آن سلام الله عليهم آورده ) باتفاق ادريس بن موسى بن عبد اللّه بن الحسن بن الحسن بن على بن ابى طالب قيام كرد . احمد بن عيسى نماز عيد را خواند و دعوت كرد براى خلافت رضا از آل محمد ( اين اصطلاح قبل از اين تفسير شد كه چون قيام كنند و خليفه متفق عليه نباشد بنام شخص غير معلوم بيعت مىكنند تا اتفاق حاصل شود ) .